شبکه کتابخوانان حرفهای
نخستين شبكه اجتماعي كتاب در ايران، توسط شبکة کتابخوانان حرفهای، در فضاي مجازي به نشاني الكترونيكي: www.booki.ir راهاندازي شد. اين انجمن اینترنتی، برای کتابخوانان، نویسندگان، ناشران و کلیه فعالان در عرصه کتاب میباشد. مراجعهكنندگان ميتوانند دربارة كتابهاي مورد نظر خود، به بحث و گفتگو با ديگر صاحبنظران بپردازند. منبع/معارف
راشد الغنوشی و «حرکت امام خمینی»
کتاب «حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلام» نوشته راشد الغنوشی، رهبر حرکت اسلامی «النهضه» تونس، به همت استاد سیدهادی خسروشاهی ترجمه و توسط انتشارات مؤسسه اطلاعات روانه بازار کتاب شده است. پيش از اين، مقالات این کتاب به مناسبتهای مختلف توسط حجتالاسلام والمسلمين خسروشاهی، ترجمه و در روزنامه اطلاعات منتشر شده بود. مباحث کتاب درباره انقلاب اسلامی ایران و رهبری این حرکت است که از دیدگاه مؤلف، موجب تجدید حیات جهان اسلام در عصر ما گردیده و به همین دلیل، مترجم نام این کتاب را «حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلام» انتخاب نموده است.
این کتاب از یک مقدمه (درباره مؤلف و کتاب) و چهار بخش تشکیل شده است. بخش اول این کتاب «امام خمینی و رهبری حرکتهای اسلامی، اخوان المسلمین، جماعت اسلامی و حرکت اسلامی ایران» نام دارد که نویسنده به مقایسه تطبیقی سه حرکت اسلامی برجسته معاصر در جهان اسلام میپردازد و برجستگیها و تمایزات امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی را نسبت به دیگر حرکتهای اسلامی معاصر به اثبات میرساند.
مقاله «انقلاب اسلامی ایران، پیشتاز حرکت جهانی اسلام» بخش دوم و مقاله «تجدید حیات اسلام: حاکمیت علما یا روشنفکران» عنوان بخش سوم کتاب حاضر را تشکیل میدهند. بخش چهارم کتاب هم با عنوان«العقیده» گفتگوی نشریه الجزیره با راشد الغنوشی درباره حرکت اسلامی تونس و ایران اسلامی است. منبع/مرکز بررسیهای اسلامی
«امام خمینی(ره) و جمال عبدالناصر»
بازکاوی نسبت نهضت امام خمینی(ره) با حکومت جمال عبدالناصر، موضوع اثر نوانتشاری از استاد سیدهادی خسروشاهی است که از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی به زیور طبع آراسته گشته. نويسنده ميکوشد تا با بهرهگیری از اسناد، بيپايه بودن پارهای از تحلیلها و تلاشهاي تبلیغی رژیم شاه، در انتساب نهضت امام خمینی(ره) به حکومت ناصر و نیز کمک مالی نامبرده به این نهضت را نمایان سازد. نويسنده در مقدمه این اثر آورده است: «... امام(ره) در سخنرانی معروف خود در عصر عاشورا در مدرسه فیضیه قم، شاه را مورد انتقاد مستقیم و خردکننده قرارداد و به دنبال آن، امام شبانه در قم دستگیر و به زندانی در تهران منتقل شد. ...محمدرضا پهلوی که در مقابل این حرکت ملی و سراسری به سختی توانسته بود با توسل به سرنیزه نیروهای مسلح بر اوضاع مسلط شود، در اولین عکسالعمل، قیام سراسری مردم ایران را به بیگانگان نسبت داد. البته قبل از سخنرانی شاه در 18 خرداد، درهمدان، سرلشکر پاکروان، رئیس ساواک شاه نیز در مصاحبه مطبوعاتی خود مطالبی را در باره متهم کردن علما به داشتن رابطه باخارجیها مطرح کرد و گفت: «آقای خمینی و آقای قمی دستگیر و عده دیگری نیز بازداشت شدند و این اشخاص که بدون در نظر گرفتن مصالح عالی کشور و بدون رعایت منافع طبقات محروم، با تمام عناصر مرتجع همدست شدند و سپس به تحریک پرداختند، ازهیچ کار كوتاهی نکردند و کار به جایی رسید که با عوامل خارجی تماس گرفتند...»! محمد رضا پهلوی که کاملاً شوکه شده بود، دراین باره اظهارداشت: «وجوه هنگفتی ازخارج برای ایجاد بلوا به مملکت رسیده»! و «به تظاهر کنندگان هرکدام 25 ریال پول داده بودند، که اطلاعات و جزئیات آن به زودی منتشر خواهد شد.» اساس ادعای شاه و ساواک در این باره چنین بود که در روز 11/3/1342 شخصی به نام محمد توفیق القیسی تبعه لبنان که از بیروت عازم تهران بود، در فرودگاه مهرآباد توسط ساواک دستگیر شد و در بازرسی از وسایل وی، مقادیری پول خارجی و «چند برگ کاغذ سفید که نوشتههای آن به طور وضوح معلوم نبوده» به دست آمد. شاه و دستگاه امنیتی او، بر این بودند که بین دستگیری این تبعه خارجی و قیام مردم، پیوندی برقرار کنند و آن را ساخته و پرداخته بیگانگان مخصوصاً جمال عبدالناصر قلمداد کنند، ولی اتهامی که شاه شخصاً مطرح کرده بود، چنان مفتضح بود که در افواه مردم عادی هم به تمسخرگرفته شد. درگزارشی که ساواک از صحبت مردم کوچه و بازار تهیه کرده، چنین میخوانیم: «درچند روز اخیر موضوعی که اعلیحضرت همایونی در نطق خود در همدان به آن اشاره کردند که هر نفر 25 ریال گرفته و در تظاهرات شرکت کرده، بین مردم مورد تنفر و گفتگو و تمسخر قرار گرفته و همه میگویند: ببینید مردم ایران چقدر بدبخت شدهاند که در پایتخت مملکت مردم 25 ریال میگیرند و جلوی گلوله میروند و برای چنین مبلغ جزيی خود را به کشتن میدهند!». مأمور ویژه اضافه میکند: «باید به هرترتیب شده است، این مطلب که به خصوص دستاویز مخالفان شده به نحوی اصلاح شود»!! اتهام اساسی که شاه و به تبع او، دستگاه ساواک مطرح میکرد، به قدری بیپایه و بیاساس بود که در سالهای بعد، تنظیم کنندگان مجموعه «بیانات و نطقهای محمد رضا پهلوی» این مطلب را حذف کردند و به همین دلیل هم در کتابی به نام «انقلاب سفید» که به نام او منتشر شد، در مورد قیام 15 خرداد، دروغ شاهانه و اتهام رسوای او تکرار نشده است. منبع/مرکز اسناد انقلاب اسلامی
«سه ديدار» تجديد شد!
كتاب دو جلدي «سه ديدار با مردي که از فراسوي باور ما ميآمد» نوشته زندهياد نادر ابراهيمي، براي ششمينبار توسط انتشارات سورهمهر وابسته به سازمان تبليغات اسلامي، تجديد چاپ شد. اين كتاب در بين سالهاي 1375 تا 77 نوشته و براي نخستينبار توسط حوزه هنري در سال 77 منتشر شده بود.
اين رمان، در جلد نخست خود با عنوان«رجعت به ريشهها» داستان بلندى درباره زندگى امام خمينى(ره) است، که نويسنده در آن کوشيده ابعاد مختلف شخصيتى ايشان را در قالب داستان بررسىکند. شرح وقايع دوران کودکى امام راحل و شکلگيرى شخصيت وى در دامن پرمهر مادر و صاحبه خانم (عمه ايشان)، مرام و منش پدر امام(ره) و نحوه شهادت ايشان، حضور بنيانگذار کبير انقلاب در کلاس درس شهيد مدرس، بررسى شجرهنامه اجداد امام و شرحى از زندگى پدر بزرگ ايشان، مراحلآشنايى امام(ره) با حاجآقا ثقفى تا ازدواج، موارد و عناويني است که نويسنده به شرح آنها پرداخته است. «در ميانه ميدان» عنوان جلد دوم مجموعه «سه ديدار با مردى که از فراسوى باور ما مىآمد» است که روايتي ديگر از زندگىنامه امام خمينى(ره) در قالب داستان است. گفتني است جلد اول در 245 صفحه و جلد دوم در 270 صفحه، قطع رقعي، از سوي انتشارات سوره مهر براي ششمينبار تجديد چاپ شده است. گويا کتاب سه دیدار، کتابی سه جلدی باشد که تنها دو جلد آن توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
قسمتی از متن کتاب: «آقا روحالله آهسته وضو گرفت. آهسته رفت پشت سر آقا زانو زد، نشست و به راز و نیاز مشغول شد. مدرس، بعد از یک ساعت و نیم ـ کمی بیشتر ـ نرم برگشت و گفت: سلام سید! خوش آمدی! قلبم را روشن کردی. آقا روحالله نگاه کرد و دید که صورت مدرس غرق اشک است. از محاسن بلند خاکستری او، چکه چکه، گریه میچکید.
ـ روشنی قلب یک ملت شما هستید آقا! من کیستم که به قلب بزرگی چون شما ذرهای نور بدهم؟ رعایای مملکت از این سو تا آن سو، چشم بر شما دوختهاند...
ـ خستهام سید، خستهام. رعیت انتظار معجزه دارد و نمیداند که عصاره معجزه در اراده اوست.
ـ آقا! اگر عصاره معجزه در اراده ملت است، عصاره این اراده هم، به خواست حق، قابلیت انتقال به شما را دارد؛ به قلب و زبان شما را.
عصارة عصاره شمایید آقا! اگر بخواهید که باشید. ملت را ـ که امیدش به شماست ـ ناامید نکنید! ملایمت و مسامحه شما این اوباش حاکم را بیرحمتر میکند. تنها در نقطة اوج آشتیناپذیری، خشونت و لجبازی است که میتوانید دوام بیاورید و دست آنها را از خودتان کوتاه کنید. مجلس را رها کنید! این خانه نا امن را رها کنید! به مسجد بروید، در مسجد بمانید، در مسجد نماز بخوانید، بخورید، بخوابید، و از همانجا فریادتان را به گوش امت برسانید.
ـ سید روحالله عزیز! گوش کنید و فراموش نکنید! صدای من دیگر آنقدر بلند نیست که به گوش همه افراد این ملت برسد و این ملت پراکندة معطل را گرد آورد و به قدرت یکپارچه تبدیل کند... . منبع/مهر
«شاه بيشين» به شدت خواندني است!
رمان «شاه بیشین» نوشته محمدکاظم مزینانی در کارگاه قصه و رمان مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری، توسط انتشارات سوره مهر به چاپ چهارم رسيد. «شاه بيشين»، برگزيده نخستين جشنواره داستان انقلاب است كه در بخش داستان بزرگسال، نخستين تجربه نويسنده در اين حوزه محسوب ميشود كه پس از انتخاب در جشنواره داستان انقلاب و بازنويسي نهايي از سوي نويسنده، در سال 1389 از سوي انتشارات سوره مهر وابسته به سازمان تبليغات اسلامي منتشر شده بود. قصه اين داستان از بيماري محمدرضا پهلوي آغاز شده و سپس با نگاهي به گذشته، از كودكي تا لحظه مرگ محمدرضا از زبان وي روايت ميشود.
مزینانی نویسنده رمان «شاه بيشين»، دربارة چرایی نگارش این اثر گفت: هنگام سقوط سلطنت پهلوی، 14 ساله بودم. تمام آثار مکتوب درباره خاندان پهلوی را مطالعه و یادداشتبرداری کردم تا علل این سقوط، دستمایه نگارش رمان «شاه بیشین» شوند. وی با اشاره به ماجراهای این رمان گفت: قصه از بیماری شاه آغاز شده و سپس با نگاهی به گذشته، از کودکی تا لحظه مرگ محمدرضا از زبان وی روایت میشود. همچنین نوع نگاه شاه به زن، جامعه، دنیا، اطرافیان و حتی روابطش با اشیا و حیوانات در این رمان تصویر شدهاند. این داستاننویس درباره عنوان «شاه بیشین» گفت: «شاه» بیشین، «آه» میشود و به تمام حسرتهای شاه نسبت به زندگی، همسر، گذر زمان و بلند پروازیهایش و شکست و ناکامیهایش اشاره دارد.
رضا اميرخاني نويسندة معروف كشور، رمان «شاه بيشين» نوشته محمد کاظم مزيناني را از آن جهت که بينظير و يگانه است، به شدت خواندني دانست و بر نگارش کتابهايي از اين دست تأکيد کرد. نويسنده رمانهاي «من او»، «ارميا»، «نفحات نفت» گفت: کتاب «شاه بيشين» يک روايت درونگراست از شخصيت اولي که نزد همه منفور است. اميرخاني با بيان اينکه اين رمان به ما نشان ميدهد که يک آدم چقدر ميتواند زندگي کند و چقدر ميتواند بميرد، افزود: «شاه بيشين» روايتگر لحظات آخر زندگي مردي است که در نظر همگان از همه مواهب زندگي مادي برخوردار بود اما وقتي با حضرت قابضالارواح تنها ميشود در مييابيم که اين مواهب چندان چيز دندانگيري هم نبوده است. او معتقد است که اين رمان توانسته حقارت يک انسان مقامگرا را در روندِ از دست دادن مقام به تصوير کشد. اميرخاني افزود: «شاه بيشين» روايتگر لحظاتي از تاريخ ماست که به دليل بيتوجهي فرهنگي، يگانه است؛ حال آنکه از اين دست کتب دهها عنوان بايد نگاشته ميشد، در فضاي امروزي شاه بيشين از آن جهت که بينظير است و يگانه، به شدت خواندني است. منبع/مهر
كتابهاي شيعي در تلفن همراه
14 نرمافزار از كتب حديثي ، فقهي، كلامي و تاريخي شيعه ويژه تلفن همراه، با امكان جستجو در متن و ارسال متن حديثي از طريق پيامك، در مركز تحقيقات رايانهاي قائميه اصفهان توليد و براي استفاده علاقهمندان در پايگاه اينترنتي خود قرار داده است.
كتابهاي «مسألة فيالارادة»، «مسألة فيالنص علي علي(ع)»، «مسألة أخري فيالنص علي علي(ع)» و «مسار الشيعه» از شيخ مفيد، «مشكاة الانوار» نوشته عليبن حسن طبرسي و «مسكن الفؤاد» تأليف زينالدينبن علي العاملي، از جمله عناوين كتابهاي عربي جديد بارگذاري شده در اين پايگاه هستند.
از ديگر عناوين اين كتابها ميتوان به «مستطرفات السرائر» اثر محمد بن ادريس حلي، «مسائل عليبن جعفر(ع)» تأليف عليبن جعفر عريضي، «محاسبةالنفس» نوشته عليبن موسيبن طاووس، «مثير الأحزان» نوشته ابننما حلي و «مئة منقبة» اثر محمد بن احمد بن علي قمي(ابن شاذان قمي) اشاره كرد.
«فلاح السائل» اثر عليبن موسيبن طاووس، «كفاية الأثر» نوشته عليبن محمدبن عليالخزاز القمي الرازي و «فقهالرضا(ع)» شامل احاديث امام رضا(ع)، از ديگر كتابهاي بارگذاري شده در پايگاه اينترنتي مركز تحقيقات رايانهاي قائميه اصفهان محسوب ميشوند.
منبع/رهآورد نور
لوح فشرده دانشنامه «سيد محمدباقر صدر»
لوح فشرده سه زبانه دانشنامه «سيد محمدباقرصدر» به همت مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي و با همكاري پژوهشگاه شهيد صدر توليد شد. هدف از توليد اين لوح فشرده، گردآوري و تدوين كليه مطالب دربارة شهيد صدر، به منظور تسهيل در امر پژوهش عنوان شده است.
در اين لوح فشرده، 158 عنوان كتاب عربي و فارسي در موضوعات مختلفي مانند اصول، فقه، تراجم، فلسفه، منطق، فقه اقتصادي، فكر اسلامي، قصههاي تربيتي و مجموعه دروس شهيد صدر در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است. در بخش نگارخانه دانشنامه شهيد صدر، بيش از صد تصوير در چهار موضوع «خاندان صدر»، «شهيد صدر»، «آل ياسين» و «اساتيد شهيد صدر» گردآوري شده است.
دانشنامه شهيد صدر، از بخش صوتي و تصويري منحصر به فردي برخوردار است كه 93 فايل صوتي در 9 موضوع متنوع شامل:«حبالدنيا»، «تفسير موضوعي»، «اهلبيت^»، «المحنة»، «ندائات الحجز»، «متفرقات»، «اصول فقه»، «اناشيد و مراثي» و «فقه» در آن ارائه شده است. منبع/رهآورد نور
«یادنامه علامه امینی»
این کتاب مجموعه مقالات تحقیقی است که به قلم دو استاد بزرگوار، مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی و استاد محمدرضا حکیمی به رشته تحریر درآمده است. این کتاب توسط بوستان کتاب در قطع وزیری و در ۶۵۶ صفحه به چاپ رسیده است.
علامه آیتالله شیخ عبدالحسین امینی تبریزی، برای تألیف «الغدير» چهل سال تلاش کرده و حدود یکصد هزار جلد کتاب خطی یا چاپی را به طور مکرر، مورد مطالعه و مراجعه قرار داده بود. استاد حکیمی به مناسبت چهلمین سال درگذشت مؤلف بزرگوار آن کتاب در یادداشت كوتاهي پيش از انتشار اين كتاب به همت مرکز بررسیهای اسلامی و بوستان كتاب، مينويسد: «به پاس جهاد چهل سالۀ او، در راه تألیف کتاب الغدیر و دعوت مسلمانان جهان به شناخت حقیقتی ژرف و وحدتی راستین و متعالی... کتاب عظیم و بزرگ وی که برای شناساندن «اکنون» و تجهیز «آینده»، گذشته تاریخ را روشن کرد». منبع/مرکز بررسیهای اسلامی
«ابنسینا» مبدع «آنتولوژی»
دكتر غلامرضا اعوانی، رئیس انجمن بینالمللی فلسفه اسلامی(ISIP) اظهار داشت: ابنسینا حکیم ناشناختهای است و آنچنان که باید کتابهايش چاپ نشده است و آندسته کتابهایش که چاپ شده نیز مورد بررسی قرار نگرفته از این رو سهم ابنسینا در پیشرفت فلسفه ناشناخته مانده است. وی افزود: ابنسینا نخستین فیلسوفی است که به بحث «آنتولوژی» پرداخته و او نخستین فیلسوفی است که مباحث هستیشناسی را به طور اعم و اخص در الهیات مطرح کرده است. در واقع اين حكيم، مؤسس علم آنتولوژی(هستیشناسی) است.
عضو هیئت مدیره فدراسیون بینالمللی انجمنهای فلسفه جهان (FISP) با بیان اینکه ابنسینا منطق را نیز متحول کرده ادامه داد: یکی از پیچیدهترین مباحث منطقی، بحث «موجهات» است. با مقایسه بحث موجهات در لسان ارسطو و ابنسینا به تفاوت بسیار این دو فیلسوف پی میبریم. شرح بر موجهات ارسطو نهایتاً 30 تا 40 صفحه میشود، این در حالی است كه مباحث موجهاتی که ابن سینا مطرح کرده، پرمغز است و با بهترین بحثهايی که در طول قرن اخیر مطرح میشود، مطابقت میکند.
رئیس هیئت مدیره انجمن حکمت و فلسفه ایران در پاسخ به این پرسش که چرا ابنسینا از توقف حکمت در ایران جلوگیری کرده خاطرنشان کرد: فلسفه غرب پیرو ابنرشد بوده و ابنرشد بر این باور بود که ارسطو کمال فلسفه است و نباید کلمهای بر ارسطو کم یا اضافه کرد. او به خود یا به کسی دیگر اجازه انتقاد از ارسطو را نمیداد و به اين دليل که چرا ابنسينا از آرای ارسطو عدول کرده است منتقد ابن سینا بود! اعوانی ادامه داد: ابن سینا در مقدمه کتاب «الحکمة المشرقیة» با اشاره به اینکه برخی مخالفت با ارسطو را در کوچکترین مسائل جایز نمیدانند، در انتقاد از این گروه، اصطلاح «خشک مغزی» را به کار میبرد.
وی گفت: ابن سینا در کتابی که در سن 22 سالگی نوشته، منتقد ارسطوست و 16 سال بعد یعنی در سن 38 سالگی کتاب فلسفی «شفا» را به اتمام رسانده است که در آن کتاب به نوعی فلسفه را دگرگون کرده است. وی گفت: فلسفه اشراق براساس فلسفه ابنسینا شکل گرفته و اگر ابنرشد در ایران مطرح میشد، به سرنوشت غرب دچار میشدیم و حکمت در ایران متوقف میشد و فلسفه به راه خود ادامه میداد. این استاد دانشگاه گفت: با توجه به فلسفهای که ابنسینا مطرح کرده، فلسفه در ایران تداوم پیدا کرد. فلسفه اشراق و حکمت متعالیه و عرفان نظری بر اساس فلسفه ابنسینا ایجاد شده و به نوعی مدیون ابنسیناست. اعوانی در پایان خاطرنشان کرد: ابنسینا به همان اندازه که در ایران تاثیرگذار بوده در اروپای قدیم و بر متفکران مخالف مکتب ابنرشد مانند «سنتوماس آکویناس»(بزرگترین فیلسوف قرون وسطی) تاثیر گذاشته است. منبع/فارس
ایجاد کتابخانه، نخستین اقدام معترضان وال استریت!
دكتر واعظی، رئیس نهاد کتابخانههای عمومی سراسر کشور گفت: سرانه مطالعه کتاب در سال 1389 به 18 دقیقه و 47 ثانیه در روز ارتقاء یافت. وي در مراسم اهداء جوایز برگزیدگان مسابقه کارتون کتاب، افزود: این سرانه در سال 1388، 18 دقیقه و 12 ثانیه و افراد مورد سنجش نیز شامل گروه سنی 12 سال به بالا بود. واعظی در ادامه افزود: آخرین آمار سرانه مطالعه قرآن و ادعیه هم در روز 20 دقیقه است. وي ادامه داد: سرانه مطالعه روزنامه در سه سال اخیر کاهش یافته بهطوریکه از 44 دقیقه به 24 دقیقه رسیده است. وی گفت: استفاده از شبکههای مجازی و سایتهای خبری، یکی از علل کاهش سرانه مطالعه روزنامه است.
واعظی با بیان اینکه گرایش به کتابخوانی در غرب در سالهای اخیر کاهش یافته است افزود: به عکس در ایران این سرانه افزایش داشته است. این مسئول افزود: نخستین اقدام معترضان در وال استریت، ایجاد کتابخانه بود و نخستین اقدام پلیس آمریکا در این موضوع حمله به این کتابخانه بود! منبع/جهان نيوز
شيوه تدريس و رفتار كلاسي امام
مرحوم آیتالله عمیدزنجانی دربارة شيوه تدريس و رفتار كلاسي امام خمینی(ره)، گفته بود: هنگامی که در سال 38 در درس امام حضور پیدا کردم، مقداری از درسهای خارج بعضی از استادان قم را دیده بودم و مدتی هم در درس مرحوم آیتالله بروجردی شرکت میکردم؛ ولی درس امام حالتی دیگر داشت و از جذابیت خاصی برخوردار بود. درس آن حضرت را به دو جهت، درس اصلی خود قرار دادم: اولاً با چند درس خارج آشنایی پیدا کرده و بهترین را برگزیده بودم. ثانیاً درسی بود که حتی در زمان مرحوم آیتالله بروجردی درس ممتاز حوزه علمیه بود و در حقیقت درس رسمی حوزه علمیة قم و جایی بود که همة فضلا در آنجا جمع بودند. شاید نمیشد کسی را پیدا کرد که به نیت و انگیزهای غیر از تحصیل، در درس امام شرکت کرده باشد.
در مدتی که من در قم در خدمتشان بودم، یکی از نکات برجسته درسشان این بود که سعی میکردند مطلب را خوب دریابند؛ یعنی قبل از اینکه مطلب را خوب دریابند، درباره آن بحث و بررسی نمیکردند. سخن از هر کس بود، امام خوب دقت میکردند تا بدانند مقصود گوینده چیست. وقتی شخصی میخواست مطلبی را خدمت ایشان بگوید، با کمال دقت و با حواس کامل گوش میدادند؛ چون بسیاری از مفاسد از همین جا ناشی میشود که وقتی حرفی را به انسان میگویند، حواس انسان پرت میشود و یا دقت نميکند و حرف طرف را طور دیگری برداشت ميکند.
یکی از ابعادی که امام در نجف مطرح کردند و برای حوزه نجف تازگی داشت، انتقاد در فقه بود. معمولاً در نجف شخصیتها ارزش عمدهای داشتند؛ یعنی اول مسئله شاخص بودن مطرح بود و بعد نوبت به ادلّه میرسید؛ ولی امام این سد را شکستند. ایشان سعی میکردند طلبه طوری بار بیاید که محقق باشد و عظمت گوینده چشم او را نگیرد و ذهن او را از خلاقیت و ابتکار باز ندارد. لذا بسیاری از شاگردان امام با این خصلت رشد کردند. بسیاری از فضلا فقط به این نیت به درس امام میآمدند که بتوانند خودشان را از چهارچوبهای تقلید بیرون بیاورند، چون در درس امام، طلبه نقاد و محقق بار میآمد. گاه میشد امام نظریاتی از بزرگان مطرح میکردند، بزرگانی که اسمشان کافی است که انسان بیچون و چرا حرفشان را بپذیرد؛ ولي امام گاه تا یازده اشکال به سخنان آنها وارد میکردند! گاه میشد درس یک ساعت که طول ميکشید و کسی ایراد و اشکالی نمیکرد، خود امام میفرمودند: «مجلس روضه که نیست من بگویم شما گوش بدهید! بالاخره شما هم هستید، لااقل بودن خودتان را در اینجا اعلان کنید که غیر از من هم کسی اینجا هست!» منبع/خبرآنلاين
«درآمد»ي بر کارنامه نظام
کتاب «در آمد» در شش جلد از سوي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران و توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. اين کتاب شش جلدي در واقع مجموعه مقالات نخستين همايش در آمدي بر کارنامه نظام جمهوري اسلامي ايران است. در اين کتاب سعي شده با سنجشي علمي به مقايسه عملکرد نظام جمهوري اسلامي در حوزههاي مختلف پرداخته شود. حجتالاسلام دکتر ابراهيم کلانتري تدوينگر اين کتاب در خصوص کم و کيف آن گفت: اين کتاب در حقيقت نتيجه يک همايش با همين نام است که در اسفندماه سال 1387 در دانشگاه تهران به مدت دو روز تشكيل شد. در اين همايش از توان بخش عمدهاي از جامعه علمي و نخبگي کشور استفاده شد و بسياري از دانشمندان مطرح کشورمان مقالات خود را به اين همايش ارسال کردند. اما ما براي تدوين اين کتاب هر کدام از اين مقالهها را دوبار داوري کرديم و براي برخي اصلاحات به نويسندههاي آنها ارجاع داديم تا مقالات از نظر وزن علمي اشکالي نداشته باشند. اين شش جلد کتاب سعي کرده است تمام زمينههاي سياسي، علمي، فرهنگي، اقتصادي و... را مد نظر قرار دهد و به بررسي علمي پيشرفتها بپردازد. سرفصلهاي اصلي اين کتاب عبارتند از: جلد اول، حوزه سياسي مد نظر قرار دارد. اين حوزه در دو بخش سياست داخلي و خارجي مورد بررسي قرار گرفته است. در بخشهاي سياست داخلي، از آزادي و مردمسالاري ديني در نظام جمهوري اسلامي ايران، انتخابات و مشاركت سياسي مردم، نوسازي سياسي و شكلگيري احزاب در جمهوري اسلامي ايران، كارنامه نظام ج.ا.ا در حوزه دفاعي- نظامي، مديريت هشت سال دفاع مقدس و... بحث ميشود. در بخش سياست خارجي جمهوري اسلامي از انطباق تا ادغام، برخورد تمدنها يا برخورد با نظام سلطه، ملل مسلمان و نظام سلطه بر جهان، عملكرد جمهوري اسلامي ايران در قبال راهبردهاي آمريكا، بررسي تأثيرات انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران بر حزبالله لبنان، و... بررسي شده است.
جلد دوم در خصوص علم و فرهنگ پس از پيروزي انقلاب اسلامي است. در اين بخش سرفصلهايي همچون رشد فرهنگ و معنويت پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، بررسي و مقايسه نظام فرهنگي ايران قبل و بعد از انقلاب اسلامي، تحولات كمي و كيفي آموزش عالي در ايران طي سه دهه 85-1355 جهش علم در ايران، و ... از جمله مقالات در اين جلد است.
جلد سوم در خصوص اقتصاد، عمراني و سازندگي است. در اين جلد ابعاد توسعه در ايران؛ امروز و ديروز، جهتگيريها و سياستهاي اقتصادي در نظام ج.ا.ا، دستاوردهاي اقتصادي و توسعهاي كشور در 30 سال بعد از پيروزي انقلاب و... مورد بحث قرار گرفته است.
جلد چهارم هم در خصوص مسائل اجتماعي است و سرفصلهايي همچون كارنامه نظام در حوزه زنان، كارنامه نظام در حوزة ورزش و تربيت بدني، سياستهاي جمعيتي دستاوردهاي حوزه بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در جمهوري اسلامي ايران و... مورد ارزيابي علمي قرار گرفتند.
جلد پنجم هم در خصوص حقوق و قضا است. مقالات اين جلد عبارت است از: كارنامه نظام جمهوري اسلامي ايران در حوزه قانونگذاري، رشد قوانين و مقررات جزايي اسلام با بررسي سير تكاملي قانون مجازات، توسعه قضايي برگي از كارنامه و كارآمدي نظام قضايي، توسعه نظام اطلاعاتي و آماري قوه قضائيه مبتني بر رويكرد مهندسي اطلاعات، و... .
جلد ششم نيز چکيده مقالات به دو زبان فارسي و انگليسي است که به اين کتاب وجهه بينالمللي ميبخشد. منبع/رسالت
آمار پيشرفت زنان ايران
مريم مجتهدزاده، رئيس مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري، اظهار داشت: بر اساس آخرين آمار، جمعيت زنان قبل از پيروزي انقلاب اسلامي يعني سال 1355، 5/48% جمعيت كل كشور را شامل ميشد و اين در حالي است كه در سال 89 جمعيت زنان كشور 49% كل جمعيت كشور بود؛ اين موضوع بهاين معناست كه نسبت جنسي جمعيت طي اين سالها كاهش يافته است، به طوري كه در مقابل هر 22/103 مرد، 100 زن وجود دارد.
وي در ادامه افزود: بر اساس هرم سني جمعيت در حال حاضر 67/44% زنان كشور در سنين 25 تا 64 سال و 36/25% در سنين 15 تا 24 سال هستند.
رئيس مركز امور زنان با بيان اينكه جمعيت زنان هرگز ازدواجنكرده طي دهه نخست انقلاب، كمترين رقم و به ميزان 32% كل جمعيت زنان كشور بود، عنوان كرد: اين نسبت طي دهه دوم به تدريج افزايش پيدا كرد و در سال 76 به بالاترين حد خود يعني 42% رسيد و از آن تاريخ به بعد، مجدداً اين نسبت سير كاهشي داشته است به طوري كه در سال 85، 4/35% جمعيت زنان، هرگز ازدواج نكرده يا مجرد بودهاند.
مشاور رئيس جمهور تصريح كرد: طبق آمار در سال 55، 48/35% زنان كشور، باسواد بودند و تنها 83/37% دانشآموزان كشور و 8/29% دانشجويان كشور، دختر بودند. همچنين 2/47% كاركنان آموزش و پرورش و 7/14% اساتيد كشور نيز زن بودهاند. وي افزود: امروزه 34/80% زنان بالاي 6 سال كشور باسواد هستند كه اين رقم طي اين سه دهه بيش از 126% افزايش داشته است؛ در سال 85 نرخ باسوادي زنان 6 تا 29 ساله 16/95% برآورد شده است. همچنين بر اساس آمار سال 87 تعداد دانشآموزان دختر 6/48% كل دانشآموزان كشور را تشكيل ميدهد و نسبت به سه دهه گذشته 144% افزايش داشته است.
وي خاطرنشان كرد: تعداد پذيرفتهشدگان زن در مراكز آموزش عالي دولتي در سال 88 ـ 87 ، سيصد و بيست چهار هزار و يكصد و هفتاد و سه نفر بود كه نسبت به 30 سال گذشته بيش از 11 برابر شده است؛ در اين سال تحصيلي 51% از دانشجويان دانشگاههاي دولتي را زنان تشكيل ميدادند كه نسبت به سال 56 ـ 55 بيش از 70% افزايش داشته است.
مجتهدزاده گفت: 173 نفر از زنان عضو هيئت علمي دانشگاههاي دولتي، در مرتبه استاد، 436 نفر دانشيار و سه هزار و هشتاد و شش نفر در مرتبه استاديار هستند. همچنين تعداد زنان عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي دوازده هزار و چهارصد و پنجاه نفر گزارش شده كه اين رقم نسبت به دهه گذشته بيش از 5/3 برابر شده است.
مشاور رئيس جمهور با اشاره به اينكه سهم زنان نخبه علمي در جشنوارهها و المپيادهاي علمي سالهاي اخير بسيار قابل توجه است، گفت: در طول 23 دوره برگزاري جشنواره بينالمللي خوارزمي در رشتههاي مختلف علوم و فنون بيش از 21 زن نخبه ايراني با ارائه طرحها، ابداعات و اختراعات جديد برگزيده شدهاند. وي اضافه كرد: 877 نفر از برگزيدگان مرحله نهايي چهاردهمين دوره المپيادهاي دانشجويي در رشتههاي مختلف را زنان تشكيل ميدهند و هشت نفر از چهرههاي ماندگار در رشتههاي مختلف علمي كه به عنوان چهرههاي طراز اول علمي ايران معرفي ميشوند را نيز زنان فرهيخته ايراني تشكيل ميدهند.
رئيس مركز امور زنان با بيان اينكه حضور زنان در عرصههاي فرهنگي نيز در سالهاي بعد از انقلاب افزايش و رشد چشمگيري داشته است، اظهار داشت: بر اساس آخرين آمار منتشر شده از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از مجموع سه هزار و چهارصد و بيست نفر نشريه منتشرشده طي 30 سال گذشته، 143 نشريه با موضوع زنان و خانواده بوده است كه اين رقم 4% كل نشريات را شامل ميشود. مجتهدزاده گفت: از مجموع نشريات منتشر شده در سطح كشور 369 نشريه يعني 11% آنها توسط زنان منتشر ميشود. همچنين تعداد زنان مؤلف در سال 86، سه هزار و ششصد و چهل و سه نفر گزارش شده كه اين رقم 6/16% كل مؤلفان كشور در اين سال بوده و نسبت به 10 سال گذشته نزديك به 5 برابر شده است.
وي ادامه داد: آمارهاي موجود بيانگر آن است كه در سال 55 نرخ اميد به زندگي براي زنان 2/56 سال و براي مردان 6/52 سال بود؛ از آنجايي كه يكي از شاخصهاي مهم توسعه و پيشرفت هر جامعه، نرخ اميد به زندگي است اين شاخص در سال 85 براي زنان به 1/73 و براي مردان به 1/71 سال رسيده است و شاخص اميد به زندگي طي 30 سال گذشته براي زنان 17 سال افزايش داشته است. منبع/توانا
نظريه امام و شهيد صدر در باب حكومت اسلامي
مردمسالاري در حكومت اسلامي نمودهاي گوناگوني دارد كه بعضي از اين نمودها قدر مشترك همه نظريهها در باب حكومت اسلامي است و بعضي ديگر مخصوص به نوع تفسيري است كه از آن ميشود. اگر بخواهيم ميان مجموع نظريههاي امام خميني(ره) و شهيد صدر در باب حكومت اسلامي و مردمسالاري ديني به لحاظ منطقي مقايسهاي انجام دهيم، بايد بگوييم كه ميان نظريههاي اين دو فرزانه، از نسبتهاي منطقي، نسبت «عام و خاص من وجه» برقرار است. طبق اين دو نظريه، مردمسالاري در حد مقبوليت نظام در نظريه نصب و مشروعيت بخشي به رهبري فقيهان در نظريه انتخاب محدود خواهد بود.
اما آنچه ديدگاه شهيد صدر را از امام خميني(ره) در باب مردمسالاري ديني متمايز و جدا ميسازد نظريه خلافت انسان و شهادت انبياست! مردمسالاري ديني براساس اين نظريه از حدي كه در دو نظريه نصب و انتخاب بود، فراتر رفته و مسئوليت رهبري سياسي و اجتماعي مردم، به طور مستقيم به خود مردم واگذار شده است. از طرف ديگر آنچه باعث تمايز ديدگاه امام از شهيد صدر در باب مردمسالاري ديني ميشود، عرصه عمل و عينيت بخشي به مردمسالاري ديني است. امام خميني(ره) اين توفيق را يافت تا نظريهاش در باب حكومت را درخارج عينيت ببخشد و مردمسالاري ديني را به صورت نهادينه در حكومت اسلامي به نمايش بگذارد، اما اين توفيق هرگز نصيب شهيد صدر نشد.
براساس پژوهشهايي در اين زمينه ميتوان بيان كرد كه تاكنون فقيهان شيعه به مسئله حكومت غالباً از بالا نگاه كردهاند، يعني درباره رهبري حكومت، شرايط رهبري، اختيارات رهبر و... بحث كردهاند و كمتر به نقش و جايگاه مردم در حكومت، وظايف متقابل حكومت و مردم و... توجه شده است. لذا مباحث مربوط به جايگاه مردم را بايد از نوع نظريهپردازي كه در باب حكومت اسلامي اظهار كردهاند، استنباط كرد. منبع/تبيان، مقاله حسن زمانپور ابيانه
چرايي تكليف دختران پيش از پسران
آيتالله جوادي آملي در پاسخ به سؤالي، راز مکلف شدن دختران قبل از پسران را تشريح کرد. متن مكتوب پاسخ ايشان به اين شرح است: «توفيق زن بيش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل بايد بگويد زن همانند مرد است؛ زيرا تقريباً شش سال قبل از اينكه مرد مكلف شود، زن را ذات اقدساله به حضور پذيرفته است. زن همين كه از نه سالگى گذشت و وارد دهمين سال زندگى شد، خدا او را به حضور مىپذيرد و با او سخن مىگويد؛ روزه را بر او واجب مىكند و مناجاتهاى او را به عنوان دستور مستحب شرعى گوش مىدهد. وقتى كه هنوز مرد به عنوان يك نوجوان مشغول بازى است، زن مشغول راز و نياز و نماز است.
شش سال زمينهسازى كردن و از دوران نوجوانى او را به حضور پذيرفتن، نماز را كه عمود دين است بر او واجب كردن، روزه را كه سپر دين است و حج را كه وفد الىالله است و مهمانان در آن سفر به ضيافتگاه خداوند مىروند بر زن واجب كردن، اينها همه نشانه آن است كه زن براى دريافت فضائل، شايستهتر از مرد است و اگر اين منطق درست تبيين و اجرا شود، معلوم خواهد شد كه زن بالاتر و لااقل همتاى مرد است.
زن گرچه ممكن است در طى دوران عادت از برخى از عبادات محروم باشد، اما تمامى آنها جبرانپذير است؛ زيرا قضاى روزهها را بهجا مىآورد و براى نماز اگر وضو بگيرد و در مصلاى خود رو به قبله بنشيند و به مقدار نماز ذكر بگويد، ثواب نماز را مىبرد؛ همانگونه كه اگر مسافرى پس از خواندن دو ركعت واجب، سى يا چهل بار تسبيحات اربعه را تكرار كند، جبران آن دو ركعت ساقط شده را خواهد كرد. پس اينگونه از فضائل جبرانپذير است.
عمده آن است كه مرد وقتى پانزده سالگى را تمام كرد و وارد شانزدهمين سال زندگى شد، شايستگى خطاب الهى را كسب مىكند و قبل از آن چنين لياقتى ندارد زيرا بلوغ زمينه تشرف به مقام عبوديت است. درباره ابنطاووس (رضوانالله عليه) يكى از علماى شيعه نقل شده است كه روز بلوغش را جشن گرفت. او وقتى از پانزده سالگى وارد شانزدهمين سال زندگى شد، دوستان و آشنايان خود را به شكرانه اينكه عمر داشت و سن او به حدى رسيد كه خداى سبحان با او سخن بگويد را جشن گرفت.
انسان تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تكليفى خدا نيست و به هنگام بلوغ لياقت مىيابد كه مورد خطاب خداى سبحان واقع شود. اما اينكه آيا اين جشن در اسلام مشروعيت دارد و جزو سنن هست يا نه، مسئلهاى جداگانه است. كسى به قصد ورود سنت، اقدام به برگزارى اين مراسم نمىكند بلكه اين جشن را به شكرانه يك نعمت برگزار مىكند. شايد مرحوم سيد ابنطاووس زير پوشش اطلاقات اوليه كه هر نعمتى به شما رسيده است حقشناس و شاكر باشيد، چنين عملى را انجام داده است. بر اين اساس، بلوغ يك شرافت است. آنان كه اهل سلوكند مىگويند ما مشرف شديم نه مكلف، چون زحمت و مشقتى در كار نيست بلكه شرف در كار است؛ لذا در مناجاتالذاكرين امام سجاد(ع) مىخوانيم «يا من ذكره شرف؛ اى خدايى كه نام تو مايه شرافت است». اگر كسى به جايى برسد كه ذكر خدا گويد و در سايه اين ذكر به ياد خدا و خدا هم به ياد او باشد، شرافتى نصيب او شده است و زن، شش سال قبل از مرد به اين شرافت مىرسد.
چنانچه به اين نكته دقت شود، قبل از اينكه مرد به راه بيفتد و در صراط مستقيم گام بردارد، زن بخش زيادى از اين راه را طى كرده است. بنابراين هم محروميتهايى كه زن در دوران عادت دارد قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزايايى كه مرد محروم است، برخوردار مىشود.
در پايان عمر نيز براى زنان غير سادات، پس از سن پنجاه سالگى سخن از ايام محروميت نيست و در اين مدت محروميت نيز اولاً ايام عادت محدود و چند روز بيشتر نيست، ثانياً آنان كه باردارند و توفيق حمل امانت را دارند نيز محروميت از عبادت شاملشان نمىشود چون غالبا عادت با حمل جمع نمىشود، ثالثاً مدت شش سالى كه زن قبل از بلوغ مرد، بالغه مىشود، همه نقصها را ترميم مىكند؛ بنابراين اگر نقصانى در ايمان باشد و علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل جبران است، بلكه اگر زن به اين فكر بيفتد كه دوران شش ساله را مغتنم بشمارد، عظمتى فزونتر نيز خواهد يافت.
از آنچه گفته شد روشن مىشود سر بيان حضرت امير(ع) در نهجالبلاغه كه در وصف زن خطاب به امام مجتبى(ع) مىفرمايد «فاِنّ المرأه ريحانه و ليست بقهرمانه» يعني زن ريحان است، بايد او را زودتر از مرد تحت تربيت و تكليف قرار داد، در غير اين صورت ضايع مىشود. روايتى ديگر نيز از حضرت صادق(ع) نقل شده است كه مىفرمايد «من اتّخذ امرأه فليكرمها فانّما امرأه أحدكم لعبه فمن اتّخذها فلا يضيّعها» مراد از لعب در روايت، بازيچه و اسباببازى نيست بلكه يعنى زن ريحانه است، اين ريحانه را ضايع نكنيد.
اسلام به اولياى مدرسه و منزل دستور مىدهد كه به دخترها بيش از پسرها رسيدگى كنيد. اگر تكليف بر دختر شش سال قبل از پسر شروع مىشود، اولياى منزل و مدرسه مسئوليتشان نسبت به دخترها بيش از پسرهاست. روى اين تحليل معلوم مىشود زن براى نماز و راز و نياز، زودتر از مرد آمادگى پيدا مىكند و اگر احياناً راههاى عاطفى زمينههاى انحراف را پيش روى زن قرار دهد، تكاليف عبادى آن راهها را تعديل مىكند تا مبادا به انحراف برود.» منبع/ايسنا
آب در کتاب و هنر ما زیاد است!
حجتالاسلام والمسلمين محسن قرائتی، در آیین افتتاحیه نوزدهمین دوره هفته کتاب، اظهار داشت: من درباره کتاب حرف زیاد دارم و معتقدم که آب در کتاب، فیلم و هنر ما زیاد است! اگر میخواهید کتاب چاپ داشته باشد و مورد علاقه هم باشد باید جمع و جور نوشته شود و برخی از مطالبی که از واجبات و مستحبات نیست، از آن حذف گردد. استاد قرائتی افزود: کتاب باید تلخیص و تلطیف شود تا مدنظر مخاطب قرار گیرد. نکته بعدی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که هدف ما از نگارش کتاب باید مشخص شود؛ باید به این موضوع فکر کنیم کتابی که منتشر میشود چه مشکلی را حل میکند. برخی کتابها بازی با کلمات هستند و گاهی محققان ما سالها وقت خود را به تحقیقات بیخودی میگذرانند! وی ادامه داد: من معتقدم کتاب باید ارزان شود و حق تألیفها ارزان شود؛ اما نویسنده در تنگنا نباشد. برای حل این موضوع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید چارهای بیاندیشد.
استاد قرائتی در ادامه سخنان خود افزود: طبق یکی از تجربیات بنده کتابی که در چاپ اول پنج هزار تیراژ داشت بعد از حذف حقالتألیف و حذف برخی بخشهای آن تیراژ آن به ۱۴ میلیون نسخه رسید! پس باید برای بالا بردن شمارگان کتاب اضافات را حذف و حقالتألیفها را ارزان کرد.
استاد قرائتی در ادامه با اشاره به کتابهاي معارف دانشگاهی گفت: ما برای نگارش کتابهای معارف دانشگاهها باید به رشتههای تخصصی، توجه داشته باشیم. نمیتوان تمام معارف را به تمام رشتهها تعمیم داد. باید برای دانشجویان مختلف هر رشته معارف ویژه آنان را نوشت. منبع/جهان نيوز
کتابی که گرفت، کتابی که نگرفت!
انگار توی کلماتش شادی بود، نوعی پیروزی بود. گفت: بابا، علما از کتاب سفینةالبحار شما خیلی راضیاند. شیخ کمی تأمل کرد، تبسمی پنهان زد و آرام گفت: اما این کتاب نمیگیرد. دوباره ساکت شد. پسر ایستاده بود تا چرايیاش را بشنود. شیخ عباس ادامه داد. سفینةالبحار را بیست سال نوشتم و برایش خیلی زحمت کشیدم. از نتیجه کار راضی بودم. این كتاب را بهترین کار خود میدانستم. همیشه توی ذهنم بود هر وقت این کتاب تمام شود، پرآوازه خواهد شد و همه تحسین خواهند کرد. این کتاب تمام شد و تحسین شد، اما نخواهد گرفت! ولي وقتی مفاتیح را مینوشتم، حسی عکس این داشتم. با خودم میگفتم شیخ طوسی و سید ابن طاووس و دیگران در ادعیه کتاب نوشتهاند و این کتاب من بسیار ناچیز است. اما وظیفه میدانستم این کتاب را گردآوری کنم ولو اینکه آن را در برابر کتابهای ادعیه دیگر کوچک میدانستم. اما این کتاب گرفت. توی این کتاب اخلاص بود. منبع/پارسينه
آقامحمدرضا، قلّه عرفان در تهران
استاد منوچهر صدوقیسها، محقق و مدرس فلسفه و عرفان اسلامی، در مورد آقامحمدرضا قمشهای گفت: مرحوم سيدجلال آشتيانی نظرشان اين بود كه اگر اوضاع و شرايط اجازه میداد، آقامحمدرضا در عرض شرّاح طراز اول محیالدين ابن عربی میشد؛ يعنی در حد افرادی مانند قيصری و...؛ و انصافاً هم ايشان در همان مقام است. وی افزود: يكی از شاگردان ايشان، سيد اهل ساوه است كه كتاب فصوصی دارد كه در كتابخانة مركزی كشور نگهداری میشود، پشت جلد اين كتاب نوشته است كه خدا رحمت كند آقامحمدرضای قمشهای را؛ قبل از اينكه وی به تهران بيايد، كسی نمیدانست كه جلد فصوص چه رنگی است؟!
نويسنده كتاب «تحرير ثانی تاريخ حكماء و عرفای متأخر» با اشاره به اينكه در واقع مؤسس عرفان در تهران، استاد آقا محمدرضا، سيدرضی لاريجانی است اظهار كرد: كمال عرفان با آقامحمدرضا در تهران ايجاد شد. به هرحال آقامحمدرضا قمشهای دارای شخصيت بسيار ممتازی بود و در عرفان طراز اول است و جالب اين است كه فلسفهاش نيز طراز اول است؛ شديداً هم صدرايی است. در يك جا میگويد كه «قائدنا فیالمعارف صدرالمتألهين». خيلی مهم است كسی شارح فصوص باشد و بگويد رهبر ما در معارف، صدرالمتألهين است؛ لذا وی شديداً صدرايی است و بايد توجه كرد كه عرفان بدون فلسفه امكانپذير نيست.
مؤلف كتاب «التفسير المنتسب الی مولانا ابی عبدالله جعفر بن محمد الصادق(ع)» گفت: به هر حال آقامحمدرضا قمشهای شخصيت ممتاز فلسفی و عرفانی است و آن هم در طراز اول قرار دارد. ويژگی دوم آقامحمدرضا اين است كه آثارش صرفاً چنين نيست كه فقط حاشيه باشد، مونوگراف هم دارد؛ متأسفانه شايد بعضی از آنها چاپ نشده باشد و آثاری كه هنوز چاپ نشده، وجود دارد. سومين نكته كه آن هم جهت مهمی در ابعاد و شخصيت علمی آقامحمدرضاست، تربيت شاگردان است. میتوان گفت كه چندين نفر مثل خودش را تربيت كرده است؛ شايد هفت، هشت نفر هستند كه میتوان گفت در عرض خود او هستند؛ ميرزا هاشم اشكوری، ميرزامحمود قمی و... .
وي تصريح كرد: آقا محمدرضا قمشهای عملاً هم سائر الیالله بوده است و صرفاً چنين نبوده كه تنها يك شخصيت علمی باشد. در تقوا هم اين داستان معروف است كه در «مآثر آثار» آمده است كه اعتمادالسلطنه میگويد آقا محمدرضا در هنگام احتضارش گفته بود آن اسب سفيد را كه حضرت صاحبالامر# برای من فرستادند، ديديد؟ اين ديگر چيزی نيست كه با «قال يقول» بتوان به آن دست يافت. مصحح كتاب «شطری از اوائل امور عامه شرح منظومه حكمت سبزواری» تصريح كرد: با گفتن عرض و جوهر و ممكن كه اين چيزها درست نمیشود، معلوم میشود كه او عملاً عارف واصل محقق بوده است.
استاد صدوقي با اشاره به اينكه ممكن است اصطلاح «حكمای اربعه» به دو اعتبار گفته شود: يكی به اعتبار عصر و همزمانیشان و يكی به اعتبار همشهری بودنشان، ادامه داد: اگر به اعتبار زمان گفته باشند «حكمای اربعه»، اين چهار نفر هستند: جلوه، آقامحمدرضا و حاج ملاهادی و ميرزاحسين مقيم تهران. صدوقیسها تأكيد كرد: اگر به اعتبار شهر گفته باشند، حاجی سبزواری داخل حكمای اربعه نيست. منبع/ايكنا
ضرورت نقد عالمانه
استاد بهاءالدين خرمشاهی قرآنپژوه و محقق حوزه ادبيات و دين، ضمن انتقاد از نقدهای آثار دينپژوهی گفت: زبانی كه در نقد آثار دينپژوهی استفاده میشود، در خور شأن آثار نيست و در نهايت شاهد نقدهای غيرعالمانه و رقيبانه در اين حوزه هستيم. وي با اشاره به نقدهای آثار دينی و قرآنی با بيان اين مطلب اظهار كرد: نقد آثار دينی به ويژه آثار قرآنی عالمانه انجام میشود، زيرا اگر كسی در امر شناخت قرآن و ريزهكاریهای ترجمه قرآن تبحر نداشته باشد، نمیتواند دست به قلم ببرد. وی افزود: نمیتوان در امر نقد، مؤلف را با نقد تند و غيرعالمانه كوبيد و يا بر موضوعی كه احاطه نداريم، وانمود به آگاهی بر موضوع كنيم؛ چرا كه حرمت قرآن و آثار مذهبی امر بازدارندهای است و نمیگذارد كه هر كسی از روی هوا و هوس نقدی به نگارش درآورد.
استاد خرمشاهی نقد آثار را به سه دسته تقسيم كرد و يادآور شد: آثار قرآنی در دسته اول، نهجالبلاغه، صحيفه سجاديه و احاديث و منقولات در دسته دوم و آثار دينپژوهی همچون كتبی درباره يهوديت و مسيحيت در دسته سوم قرار میگيرند. نقدهای انجام شده در دسته اول و دوم نقدهای عالمانهای است اما متأسفانه در دسته سوم نقدها رقيبانه و غيرمنصفانه است. اين مترجم قرآنی به ارائه پيشنهادی در جهت بهبود وضعيت نقد در آثار دينی و قرآنی مبنی بر انتشار نقدهای عالمانه در رسانهها پرداخت و گفت: معتقدم هر اندازه نقدهای عالمانه در مجلات منتشر شود و اين موضوع تبديل به عرف شود، ناخودآگاه سردبيران و ناشران از چاپ نقدهای تند و غيرعالمانه صرف نظر میكنند و در نهايت شاهد نقدهای فاخر خواهيم بود. وی ادامه داد: خوشبختانه وضعيت نقد آثار دينی و قرآنی به نسبت گذشته بهتر شده است و منتقدان سعی میكنند نگاه عالمانه و به دور از نظريات شخصی به اثر داشته باشند.
خرمشاهی اظهار كرد: منتقدان بايد در امر نقد با شخص مؤلف و دانش آن كاری نداشته باشند بلكه با احاطه بر موضوع، نقد خود را بر اثر انجام دهند. وی يادآور شد: معتقدم تنها در يك سوم از نقدها، ادب نقد رعايت نشده است كه اميدوارم اين يك سوم هم مرتفع شود. اين مترجم قرآنی خاطرنشان كرد: اگر نقد عالمانه باشد، هيچ دليلی بر تند بودن آن نيست. جامعه جهانی و ايرانی نقد كوبنده را نمیپذيرند. منبع/ايكنا
اخبار علمي
یکشنبه, 09/27/1390 - 22:54 — modir
ارسال مطلب براي دوست

