try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:

ادب ولايي(قسمت دوم) جايگاه شعر و ادب آئيني در زبان فارسي(4)

ارسال مطلب براي دوستارسال مطلب براي دوست
نام نویسنده: 
استاد محمدعلي مجاهدي

براي حُسن ختام مقوله‌هاي مرتبط با شعر و ادب نبوي بايستي نمونه‌هايي از بازتاب دامنه‌دار رهنمودها و كلمات قصار رسول گرامي اسلام(ص)را در شعر فارسي ارائه مي‌كرديم و برگردانِ منظوم آنها را در قالب‌هاي مختلف شعري نشان مي‌داديم ولي براي پرهيز از اطالة سخن فقط به نقل چند رباعي نبوتي كه محتواي كلمات قصار آن حضرت را با خود دارند بسنده مي‌كنيم:
قَالَ الْنَبي(ص) "أتْقَي الْناسُ ايماناً مَنْ قالَ الْحّقَّ فيما لَهُ وَ عَلَيهِ؛ پرهيزكارترين مردم كسي است كه به حق سخن گويد، خواه به سود او باشد و خواه به زيانش".
"رباعي"
حق گوي و به صدق كوش هنگام بيان
ور پاي زيان و سود باشد به ميان
آن پاك سرشت از همه كو1 حق گويد
خواه از سخنش سود بَرَد، خواه زيان2
قَالَ الْنَبي(ص)"أحْسَنُ الْناسِ إيماناً أحْسَنُهُمْ خُلْقاً؛ هر كس اخلاقش نكوتر،ايمانش خوب‌تر".
"رباعي"
آن كز همه خوشتر و درويش‌تر‌ست
در پيش خدا منزلتش بيش‌ترست
ايمانِ كسي از همه برتر باشد
كو از همه در خوي نكو پيش‌ترست3
قَالَ الْنَبي(ص):"أشَدُّكمْ مَنْ مَلَك نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ وَ أحْلَمَكمْ مَنْ عَفا بَعْدَ الْمَقْدِرَهْ؛ تواناترين شما كسي است كه هنگام خشم، خويشتندار باشد و بردبارترين شما كسي است كه با داشتن قدرتِ مجازات، عفو پيشه كند".
"رباعي"
آن از همه باشدش توانايي بيش
كو وقت غضب شود مسلط بر خويش
و آن از همه بردبارتر باشد، كو
با قدرت انتقام، عفو آرد پيش4
قَالَ الْنَبي(ص):"ألْبَخيلُ حَقاً مَنْ ذُكرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ يصَلِّ عَلَي؛ بخيل واقعي كسي است كه نام مرا بشنود و بر من درود نفرستد".
"رباعي"
شاد آنكه دلي را به زبان سازد شاد
پيوسته به نيكي كند از مردم ياد
آن مرد، بخيل است كه نامم شنود
و آن گاه نگويد كه بر او رحمت باد5
قَالَ الْنَبي(ص):"ألْنَّظَرُ إلي الْوالِدَينِ بِرَأفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبادَةً؛ نگاه محبت‌آميز به پدر و مادر عبادت است."
"رباعي"
در حشر، خدا به بنده‌اي رحم آرد
كو حرمت مادر و پدر بگذارد
در ياري مادر و پدر كوشيدن
پاداش عبادت خدا را دارد6
قَالَ الْنَبي(ص):"حُسْنُ الْمَسْئَلَةِ نِصْفُ الْعِلْمِ؛ خوب پرسش كردن، نيمي از (كسبِ) دانش است".
"رباعي"
بنگر كه رهت چيست؟ گَرَت بينائي است
چون اين، قدم نخستِ ره پيمايي است
اندر هر باب، خوب پرسش كردن
يك نيمه ز كسب هنر و دانايي است7
قَالَ الْنَبي(ص):"لَيسَ الْغِني فِي كثْرَةِ الْعَرَضِ وَ إنَّما الْغِني غِنَي الْنَفْسِ؛ بي نيازي به بسياري مال و منال نيست بلكه به بي نيازي طبع آدمي است".
"رباعي"
آن نيست غني كه پا نهد در ره آز
سرمايه و ثروتي به دست آرد باز
آن است غني كه بي نيازست به طبع
در پيشِ كسي نمي‌كند عرض نياز8

2/4: شعرعلوي؛ كه "ولايت" از محوري‌ترين موضوعات مرتبط با آن به شمار مي‌رود، و مقوله‌هاي مهم فراوان ديگري در اين قلمرو وسيع حضور دارند كه براي نمونه مي‌توان از تولد اميرمؤمنان علي(ع)در كعبه، علي(ع) اولين مسلمان و بزرگترين صحابي رسول اكرم(ص) و داماد آن حضرت، مسأله خلافت بلافصل اميرمؤمنان علي(ع) و ماجراي غدير و جريان شوم سقيفه، حضور تاثيرگزار علي(ع) در غزوات، معجزات و كرامات علوي، خانه‌نشيني علي(ع)، عبادت و عدالت علوي، ابعادگسترده ولايت تكويني، حكومت اسلامي و امام علي(ع)، خطبه‌ها و نامه‌ها و كلمات قصار علي(ع)، قضاوت‌هاي بي‌نظير آن حضرت، مبارزات بي‌امان آن بزرگوار با "ناكثين" و "مارقين" و "قاسطين" در جنگ‌هاي جمل و نهروان و صفين، ظهور خوارج و مقابلة حضرت با ايشان، رويارويي امام با معاويه و فتنه‌گري‌هاي او و شهادت مظلومانة آن حضرت، نام برد.
تاريخ زندگاني، قضاوت، عدالت، حكومت، معجزات، كرامات، خطبه‌ها، روايات، كلمات قصار و صفات جمال و جلالي حضرت اميرمؤمنان علي‌(ع) در قلمرو موضوعي شعر علوي قرار داد.
1. ابوالحسن شهيد بلخي ـ از برزگ‌ترين شاعران اوائل سدة چهارم هجري ـ اولين سخنور زبان فارسي است كه در پيشينة كهن و مكتوب شعر علوي نام او به چشم مي‌خورد. او برق را به ذوالفقار علي(ع) همانند كرده است كه دقت او را در اين تشبيه نشان مي‌دهد.
چون چليپاي روم از آن شد باغ
كآبريزي است باغ را ز حُلي
ابر، چون چشم هندِ بنت عُتبه ست
برق، مانند ذوالفقار علي9
2. رابعه بنت كعب قزداري بلخي- كه تذكره نگاران و مورخان، وي را اولين زنِ شاعرِ پارسي گوي دانسته‌اند10- از سخنوران به نام سدة چهارم هجري است در غزل شورانگيزي كه از او بر جاي مانده قهر و عتاب يار را به رفتار علوي در تسخير قلعة خيبر تشيبه كرده است:
الا اي باد شبگيري پيام من به دلبر بر
بگو آن ماه خوبان را كه جان با دل، برابر بر
به قهر از من فكندي دل به يك ديدار مهرويا
چنان چون حيدر كرّار در آن حصن11 خيبر بر...12
3. ابو منصور محمد دقيقي طوسي - از شعراي نامدار دهة چهارم هجري است كه حدود سال 370 ه.ق به نظم شاهنامه پرداخت ولي فقط يك هزار بيت از آن را سروده بود كه به دست غلام خود كشته شد. اگر چه حكيم ابوالقاسم فردوسي، ضمن نقل اشعار او در شاهنامة خود ابيات وي را در قياس با اشعار حماسي خويش، سست و كم ارزش معرفي كرده است ولي مورخان از قدرت طبع و مضمون آفريني و تازه گويي‌هاي او سخن گفته‌اند.13
دقيقي در چكامة معروف بهارية خود، تيغ حيدري را مظهر هراس، معرفي كرده و ترس خود را از چشم نگار بيش از هراس يهوديان خيبرنشين از تيغ علوي به تصوير مي‌كشد.
پري چهره بتي عيار و دلبر
نگاري سرو قدّ و ماه منظر...
چنان كز چشم او ترسم، نترسيد
جهود خيبري از تيغ حيدر
چنان كان چشم او كرده ست با من
نكرد آن نامور حيدر به خيبر...14
4.ابوالحسن كسايي مروزي(341-391) شاخص‌ترين چهرة شعر آئيني در زبان فارسي است كه در پيشينة مكتوب شعر فارسي از وي به عنوان آغازگر شعر ولايي ياد شده است.
اگر چه پيش از كسايي مروزي، سخنوران بزرگي وجود داشته‌اند كه از مواليان اهل‌بيت(ع) به شمار مي‌رفتند و ذو‌اللسانين نيز بوده‌اند و در مناقب و مراثي اهل‌بيت(ع) به دو زبان فارسي و عربي در نهايت رسايي و شيوايي داد سخن داده‌اند ولي متأسفانه به خاطر سخت‌گيري‌هاي بيش از اندازة ايادي حكومتي اموي و مروانيان و عباسيان بر شيعيان و پيروان امام علي(ع) و شكنجه و آزار آنان به خاطر محبت و ارادت قلبي‌شان به خاندان عصمت و طهارت(ع) و هراس دامنه‌داري كه از بي رحمي گزمه‌هاي متعصب و شيعي‌ستيز سني مذهب در ميان شيعيان وجود داشته حتي يك بيت از شاعران تواناي سده‌هاي آغازين هجري در تاريخ ادبيات كهن فارسي به ثبت رسيده است. براي نمونه مي‌توان از شاعران بزرگي مانند ابوجعفر عطار قمي ياد كرد كه به شهادت ابن عميد، اشعار دلنشين او به زبان فارسي از شعر رودكي - پدر شعر فارسي- لطيف‌تر و خوش مضمون‌تر و رنگين‌تر بوده و اشعار عربي‌اش بر چكامه‌هاي فاخر سرايندگان معلّقات سبعه پهلو مي‌زده و رايحة دل‌انگيز محبت خاندان از بيت بيت اشعار اين سخنور مجهول‌القدر شيعي شنيده مي‌شده است15ولي ما امروز در حسرت يك بيت ولايي او مي‌سوزيم اما راه به جايي نمي‌بريم.
يك سؤال اساسي
پرسشي كه به طور جد در اينجا مي‌تواند مطرح شود اين است كه چرا اشعار آئيني خصوصاً اشعار ولايي كسايي مروزي به سرنوشت سخنوران پيش از خود دچار نشد و چه عاملي در بر‌جاي ماندن نمونه‌هاي فاخري از سروده‌هاي رنگين اين شاعر شيعي سدة چهارم مؤثر بوده است؟
عزيزاني كه مايل‌اند به تفصيل از پاسخ اين دو پرسش آگاهي يابند مي‌توانند به كتاب " شكوه شعر عاشورا در زبان فارسي" از همين قلم مراجعه نمايند16 در اينجا با اشاره‌اي گذرا و كوتاه، مطلب را دنبال مي‌كنيم:
هنگامي‌كه معزالدوله احمد بن بوية ديلمي پايه‌هاي حكمروايي خود را در عراق عرب و خوزستان و فارس و كرمان محكم كرد17 به خاطر ارادت بي شائبه‌اي كه آل بويه به اهل‌بيت(ع) داشته‌اند فرماني صادر كرد و به موجب آن به تمام كارگزاران حكومتي در مناطق تحت سيطرة خود دستور داد كه بايد از روز عاشوراي سال 352ه.ق مراسم عزاداري و سوگواري براي سالار شهيدان، امام حسين(ع) و شهداي سرافراز كربلا در ملأ عام و به صورت فراگير و عمومي اقامه گردد و دستور داد در روزهاي عاشورا بازارها و اماكن تجاري حتي آشپزخانه‌ها تعطيل گردد و زنان را وادار نمايند تا از خانه‌ها بيرون آمده و بدون هراس از ايادي خون آشام دشمنان آل الله، بر غربت و مظلوميت شهداي كربلا مويه كنند و بر سر و صورت خود لطمه زنند.18
به شهادت منابع متقن تاريخي از صدور فرمان تاريخي معزالدوله ديلمي به بعد شرايط ناگوار حاكم بر جوامع و محافل شيعي پايان يافت و به دوستداران اهل‌بيت(ع) رسماً اجازه داده شد كه آشكارا - و نه به صورت پنهان ـ پس از گذشت 291 سال از حادثة خونبار عاشورا براي شهداي كربلا اقامة عزا نمايند.
يكي از پيامدهاي مهم و اثر گذار فرمان تاريخي احمد بن بويه، ظهور شاعران ولايي در جاي جاي ايران و عراق عرب بود و كسايي مروزي كه به هنگام صدور اين منشور تاريخي، كودكي 11 ساله بود در شرايطي نشو و نما پيدا كرد كه ديگر مديحت و مرثيت براي شهداي كربلا(ع) گناهي نابخشودني به شمار نمي‌رفت و حكومت ديالمه از نشر مناقب و مراثي خاندان علوي در گسترة ايران حمايت و جانبداري مي‌كرد از همين روي اشعار ولايي كسايي مروزي به سرنوشت حسرت آفرين شاعران شيعي پيش از خود دچار نشد و ما امروز ديوان مختصري از نمونه آثار اين شاعر بزرگ ولايي را در اختيار داريم.
ادامه دارد....

.1 کو: مخفف که او.
2. فروغ بینش یا سخنان محمد(ص)( نهج الفصاحه)، با ترجمة انگلیسی و فارسی، به اهتمام و سرودة شادروان ابوالقاسم حالت،ص8.
3. همان،ص15.
4. همان،ص40.
.5 همان،ص82.
6. همان،ص161.
.7 همان،ص254.
8. همان،ص380.
.9 لباب الالباب، محمد عوفی، به کوشش براون و محمد قزوینی،شرح احوال و اشعار شاعران بی دیوان در قرن‌های سوم تا پنجم هجری، به تصحیح محمود مدّبری،ص 37.
.10 ر.ك. شرح احوال و اشعار شاعران بی دیوان، به تصحیح محمود مدّبری.
.11 قلعه، بارو.
12. احوال و اشعار رودکی،شاعران بی دیوان،ص 75.
.13 پیشاهنگان شعر پارسی، به کوشش دکتر محمد دبیر سیاقی، ص101.
.14 همان،ص 107 و 108.
.15 ر ک : تاریخ قم، حسن بن محمد قمی، ترجمة حسن بن علی قمی، به اهتمام سید جلال الدین تهرانی.
16. شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی، محمد علی مجاهدی،اثر ممتاز و برگزیده سال1380.
.17 تاریخ مفصل ایران، عباس اقبال آشتیانی، به کوشش دکتر محمد دبیر سیاقی،ص 185.
.18 تاریخ ادبیات ایران، دکتر ذبیح‌الله صفا،ص200.محدث قمی،سفینة البحار،ج6،ص268، ادبیات نمایشی در ایران، جمشید ملک‌پور،ج1،ص210؛ شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی،ص57.

register.png